توجهم به یه زوج خیلی جوان هندی
که هم ردیف من نشسته بودند جلب شد.
معلوم بود تازه عروس/دوماد بودند!
وقت شام مهماندار طبق وظیفش از اونا هم
پرسید:غذای گوشتی/مرغ یا گیاهی میل دارید؟
زن:گیاهی
مرد:گوشت!
زن با تعجب از شوهرش پرسید:گوشت؟!
مرد گفت آره و غذاشو گرفت.
زن مهربانانه: نه عزیزم! خواهش می کنم!
مرد: دوست دارم.......به تو مربوط نیست!
زن:عزیزم بیا غذای منو بخور!
مرد عصبانی: اصلأ هیچی نمی خورم!
زن گریان پس از دقایقی مکث:باشه عزیزم
بخور!...............
مرد اوزگل:نه!
زن در حالی که اشک پهنای صورتشو
خیس کرده بود و از احساس گناه میلرزید
قاشقی برنج و گوشت به دهان خودش گذاشت و
در حالی که قاشقی به دهان مرد هدایت می کرد
می گفت:بخور عزیزم....خواهش می کنم!
ببین منم خوردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گر بسوزانی تمام استخوانم مرحبا
گر که اسکانم دهی روزی کنار خانه ات
تا ابد سکنای تو این جسم وجانم مرحبا
شام یلدا گر بیایی پای آن سرو بلند
سرو گوید:سرو قد ای دلستانم مرحبا
تو دل کویر
خسته از شکنجه ی اشرار
با قل و زنجیر به پا
یه گوشه کز می کردم
به آسمون زل می زدم
فکر می کردم ستاره ی من داره به من
چشمک می زنه
غافل از اینکه من تو کویر بودم و
برق نگاه یکی تو شهر
تو چشم ستاره بود
تا اینکه من تنها نباشم...![]()
داد می زنی من هستم
از اولم بودم
یه دفعه یکی میادو می گه:
اصلا چرا بودی؟!
چرا هستی؟!!!!!!!!!
عشق یعنی قصه گفتن بی زبان
عشق یعنی یک بیابان تشنگی
پا به پای باد و شنهای روان
رفتن وگشتن همین دورو برا
در پی انگیزه ی در دل نهان
من یکی دو ماهی جایی ام که نمی دونم با سیستماشون میتونم فارسی
بنویسم یا نه ! اگه دیر آمدم معذ ور هستم!!!
شایدم تونستم![]()
واژه ای سخت پی خانه ی توست!
کاش بازآیی و بینی خانه
در به در در پی گل واژه ی توست!
من اومدم.
میخوام نظر بدید هم راجع به شعرام
هم اینکه میخوام کمی حقوقیش کنم!
با تو به یلدا رسیدن است
عاقبت یلدا شود هر چه زندگیست!!!!